داشتم ماست‌مالی می‌کردم... آدمی که منم همیشه در حال ماست‌مالی کردن تُندی رفتار دیگرانم. خیلی بدیهی هم بود... ماله میکشیدم روی تیزی تیغ زبان کسی. گفت «به خودت هم گفته بود همینطور راست و ریس می‌کردی؟» بدون ذره‌ای تردید ماله آخر را کشیدم و بحث را جمع کردم!

دروغ چرا! بله! برای خودم هم ماست‌مالی می‌کنم با هزار توجیه! چشم می‌بندم! چشم می‌بندم! ناخودآگاه می‌بینیم زخمهای آدم‌ها را! با هزار دلیل و منطق توضیح می‌دهم برای خودم و خلاصه توجیه می‌شوم! اما یک جایی سطل ماست را برمیگردانم روی سر طرف و تمام! آدم ماست‌مالی که منم!