پی دو قطره آرامش
آدم بعد از سی سالگی یک پرسپکتیو جدیدی از دنیا پیدا میکند. یک روز بیدار میشود و میبیند که عمرش از نیمه گذشته و دیگر اولویتهای زندگیش تغییر کرده.
مثلن؟ دیگر حوصله ول گشتن میان خرابههای شگفتآور عظیم را ندارد. دلش آرامش و رهایی و سکوت میخاهد بیشتر تا تجربههای جدید...
احتمالن 50 سالش که شد هم - اگر 50 ساله شد اساسن - تغییر دیگری رخ میدهد و لابد دوباره به خرابهها علاقه پیدا میکند.
اما اکنون در سی و سه سالگی، همان آرامش آن چیزیست که من رویایش میبافم.
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۹:۱۴ ب.ظ توسط پروشات
|