گرت ز دست برآید، نگار من باشی!
یک جای کار میلنگد... وقتی تهران انقدر تمیز، انقدر ابریست. وقتی باد که میوزد آدم زیرزیرکی مورمورش میشود از گرمای نیمجان خورشید...
یک جای کار میلنگد! یا توی ترافیک گیر میافتید. یا توی شرکت. یا کمی بعدترش زیر باران...
و شما هرگز به آن یک لیوان چای کنار پنجره نمیرسید در سکوت خانه با محوی صدای موسیقی دلخاهتان در پسزمینه...
همیشه یک جای کار میلنگد... تهران عاشقتان میکند... اما بندرت به وصالش میرسید!
+ نوشته شده در شنبه ششم آبان ۱۳۹۱ ساعت ۶:۲۷ ب.ظ توسط پروشات
|