تبليغاتX
روزگاری یک پروشات
چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387
خورشید بلاگستان مجازي ما یا ماجراهای من و سان //// خورشید خُله!
خدمت خورشيد مجازي بلاگستان ما، سان كبير، ملقب به خورشيد خُله!

جهت عرض ادب و ارادت:

 


يكي بود يكي نبود. غير از خداي مهربون توي پرشين بلاگ يك سان بود...

تصحيح ميشود يك جيرجيرك و يك سان بود!

اگر كسي از صاحبخونه بودن توي لاگ حرف بزنه اولين كسي كه يادمون ميآيد سانه... اگه كسي از شيطوني و سرك كشيدن حرف بزنه بازم سان يادمون ميآيد.... خيلي چيزاي ديگه هم هست كه ما رو ياد خورشيد لاگ ميندازه: شيراز، عجق، لبخند، يادداشت روزانه، كتاب، انريكه، ...

يك اعترافي هم بكنم: من اوايل فكر ميكردم سان پسره!!! كه اصلاً هم با روحياتشه عجيب نيست.

اين پست رو از طرف همه لاگيها مينويسم كه با سان زندگي كردن و دوستش دارن و خواننده بلاگشن كه بهش بگم: عقشول تولدت مبارك!


پينوشت: خورشيد خُله رو اميد پيشنهاد داده!