![]() |
![]() |
|
| مجبورم! میفهمی؟ |
|
دوستان محترم، اقایان گرامی!!! شما وقتی به یک نفر آن لاین پیشنهاد دوستی میدهید حداقل تشریف ببرید ببینید در پروفایلش ننوشته باشد in a relationship بعد اگر نوشته بود زحمت بکشید درک کنید که این بنده خدا یا به احتمال قوی این ا ریلیشن شیپ هست یا اگر هم نیست برای این نوشته آنجا که شما نروید بهش بگویید بیا با من دوست شو! در مرحله بعدی هم وقتی کسی
یک پروفایل کامل دارد بروید ببینید نوشته از چه چیزهایی خوشش نمیاد از چه
چیزهایی خوشش میاید! اخه برندارید به کسی که نوشته من از کوه رفتن متنفرم
بگویید بیا بریم کوه!!!! یک کمی دقت گاهی خیلی از مشکلات را حل میکند |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 9:56 قبل از ظهر توسط پروشات |
|
|
بعد الان این منی که من باشم نشسته ام روبروی مانیتورم و از صبح به یکسری اعداد بیربط نگاه میکنم و مینویسم!
همه اینها به کنار... زندگی ام در یکی دو دغدغه خیلی ساده خلاصه شده است: اعداد درست یا درستی اعداد! بعد هم به قابلیت کار با اکسل پی میبرم و قابلیت دستکاری نمودارها! آدم از دشمنش هم "چیز" یاد میگیرد این روزها! بعد هم یکی بیاید مرا پیدا کند... کشف کند! |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 10:18 بعد از ظهر توسط پروشات |
|
|
اصلاح میشود: من از هر چیزی که نیاز به وقت گذاشتن، حرص خوردن و درگیر شدن فکری داشته باشد *متنفرم*. من آدم ساده ای هستم! میخواهم دغدغه هایم هم ساده باشند.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 3:32 بعد از ظهر توسط پروشات |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من این قالبم رو دوست ندارم که!
|
| پیوندهای روزانه |
|
صحرای رز آبدارخونه سایت کتابخونها سان خان داداشم... امیدم... حاج علی سان روزنویسهای یک فیزیک دان جزیره تنهایی ساناز خانوم گل آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|