تبليغاتX
روزگاری یک پروشات
میرحسین موسوی
سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388
خارج از دستور:

بعضی آدمها ذاتاً دوستداشتنی هستند! لپکشونی هستند...


هرگونه برداشت سیاسی از این متن آزاد است

شنبه بیست و سوم خرداد 1388
نظر فابی برای ساناز
نقل عیناً از کامنت ساناز:

همه میدونن که من معمولا راجع به این جور چیزها نظر نمیدم و اکثرا در چنین شرایطی با لودگی و مسخره بازی مساله رو رفع و رجوع میکنم.
ولی اندفعه این گندی که این عزیزان زدن انقدر بزرگ هست که منم نمی تونم با شوخی ازش بگذرم.
من زمان انقلاب نبودم. تمام اطلاعاتی رو هم که درباره اون دوران دارم را از مسولین مدارس و دانشگاه و تلویزیون همین دولت بدست آوردم.
با تمام دانسته های اندکم فقط میتونم یک چیز رو تو این شرایط بگم و اونم این هستش که: وای به حال دولتی که رویه نظام قبل از خودش رو پی بگیره و به شعور مردمش مستقیم توهین کنه و (دور از جون مردم) اونها را خر فرض کنه!

پینوشت: مردمان ایران هر چقدر هم که ساده دل و صبور باشن بلاخره یک روزی صبرشون لبریز میشه. دلم به حال اون کسی که باعث سر ریز شدن این صبر میشه اساسی میسوزه!
بدا به حالش!

شنبه نهم خرداد 1388
پست مشترك: تبادلات اداري محل كار :D

كانورشيني كه مشاهده ميكنيد بدون دخل و تصرف از گوگل تاك به اينجا منتقل شده! (البته لينك آدم مورد نظر اضافه شده) بخوانيد و لذت ببريد!


من: يك پورشه قرمز بخر

من هم سوار شم

 

  پريس: بذار پولامو جمع كنم

چنده؟

 

 من زياد نيست...


پريس: (مي بيني چقدر تو نخ قيمتم(

 

 من:  500 - 600 بيشتر نيست

 

 پريس: خوبه ديگه

 

من: آره...

 

 پريس: الآن دارم مي رم بخرم

توام قرمز دوست داري ديگه؟

 

من: فقط پورشه رو

بله

فراري بود زرد بخر لطفا

 

 پريس: خوبه

 

من: آدودي آبي

 

 پريس: نه من زرد دوست ندارم ماشين

 

من: بنز مشكي

 

 پريس: حالا اگه مي خواد فراري باشه

 

من: نه فراري زرد قشنگه

 

 پريس: من زرد دوست ندارم

 

من: بي ام و نوك مدادي

 

 پريس: فكر نكني پول ندارما

 

من: خب پس اصلاً فراري رو نخر

 

 پريس: نه فقط قرمز

موتور سه چرخه دوست داري؟

 

من: همون پورشه خوبه

 

 پريس: پولم به اين ميرسه فقط

 

من: آررررررررررررره

بوق هم داره؟

 

 پريس: قرمزش هم قشنگه

ها داره

 

من: آخ جون

من باهاش بيب بيب ميكنم

چهارشنبه ششم خرداد 1388
س.ی.ا.س.ت

من آدم سیاسی نیستم! این را همان اول گفتم که بعدها خرده نگیرید به نادانی ام. از این بحتها هم اولین چیزی که یاد گرفتم این بود که چپ و راست در مفهوم اصلی اش متفاوت است با این تقسیم بندی که ما اینجا داریم...

و راستهای ما چپ هستند و چپهای ما راست!

همین جا بود که فاتحه سیاسی بازی برای من خوانده شد!

بعدها، فهمیدم که اینها اصلاً مهم نیست... مهم نیست چپ باشی یا راست. مهم این است که آدم باشی!

و رای اولم را دادم به یک "آدم" که فرشته نبود... "آدم" بود!

این بار هم میخواهم بروم به یک "آدم" رای بدهم. نمیگویم خطایی ندارد. فرشته است. نمیگویم برای همه چیز جواب دارد... اما میتواند و خدا کند بخواهد تلاش کند و آدم باشد.

من برای نه گفتن به کسی به اقای موسوی رای نمیدهم.... من برای اقتصادی به آقای موسوی رای میدهم احتیاج به درونگرایی دارد. برای حرفهایی به آقای موسوی رای میدهم که بدون تنش بیان میشود و برای اینکه فکر میکنم ایران نیاز دارد مدتی خبر ساز نباشد.

شنبه دوم خرداد 1388
فيلترينگ
فيس بوك و تويتر هر دو فيلتر شده اند!

مسابقه انتخابي بايد به سمت يك كفه تمايل پيدا كنه...