تبليغاتX
روزگاری یک پروشات...
مجبورم! میفهمی؟
در باب شاتل فرمود:

آن كس كه از شاتل اي دي اس ال خريد، هيچ آرامش نديد و در عذاب بمرد!

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 12:24 بعد از ظهر  توسط پروشات | 

در باب رابين پودي ما همين بس كه خانه مان از وقتي بابا-مامان گرامي تشريف برده اند سفر، مثل روز اولش دست نخورده است!

بفرماييد يك ذره بهم ريختگي، يك ذره نامرتبي، يك ذره ظرف چرك وچيپس و پفك و ... در اين خانه ديده ميشود، نميشود!

تعداد چراغهاي روشنش هم حداكثر دو تاست!

البته اين حقيقت كه ساناز هم موجود نيست بي تاثير نيست ها!

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 12:38 بعد از ظهر  توسط پروشات | 
از جمیع جوانب هم که نگاه کنیم باز هم فیلمهای قدیمی با همه "اسپشال افکت" نداشتنها و دوربینهای 8 میلیمتری و آپارات و ... از این فیلمهای جدید خیلی بهترن!
بخصوص اگه قیلم عروسی مامان باباتون باشن که وقتی نگاهش میکنین شوک میشین از گذشتن 35 سال!

خودمونیم ها... بابایم آخر تیپ بوده...! من که عاجقش بودم! عاجقتر شدم! یک لبخندی هم میزنه به پهنای کانال سوئز!
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 10:41 قبل از ظهر  توسط پروشات | 
خيلي بي بهانه شروع شد... اين دلتنگي را ميگويم: انگار يكباره ديگر نبودي... خلاء بود و تو نبودي!

حالا نشسته ام اينجا ميان پوچي... و آنقدر دلتنگم كه حتي شنيدن صدايت آن طرف خط دردم را دوا نميكند... تو را ميخواهم كه دستم را ببرم لابلاي موهايت و تو ولو بشوي روي زمين و جيك جيك كنيم!

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 1:0 بعد از ظهر  توسط پروشات | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من این قالبم رو دوست ندارم که!

پیوندهای روزانه
صحرای رز
آبدارخونه
سایت کتابخونها
سان
خان داداشم... امیدم... حاج علی سان
روزنویسهای یک فیزیک دان
جزیره تنهایی
ساناز خانوم گل
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
پیوندها
شپلتکو! (یک راز بین نویسنده اش و یکی دیگه!)
من در دويچه وله
خاطرات پريس
بلاگ پرشنیها...
خونه بلاگسپات اون ور آب
خونه بلاگسپات این ور آب
سانازززززززززز
حنا خانوم در جزیره تنهاییش
روزنویسهای یک فیزیک دان
خان داداش امید
سان... توجه دارید که چرت و پرت رو تعطیل کرده!
کلئوپاترا و زندگی ملکه ایش
صابخونه (علیرضا شیرازی)
شانتال...
حافظم
شوریده
فاطیما جونم
مهتا
خان عمو - سهیل - بابای روزبه
ابدارخونه عموسهیل
پشت کوه
شایان و صحرای رزش
دکتر بابک خان!!!!
داستانهای تصویری دکتر جان
دریم... مریم جون
یادداشتهای یک دختر ترشیده
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM