
آن كس كه از شاتل اي دي اس ال خريد، هيچ آرامش نديد و در عذاب بمرد!
در باب رابين پودي ما همين بس كه خانه مان از وقتي بابا-مامان گرامي تشريف برده اند سفر، مثل روز اولش دست نخورده است!
بفرماييد يك ذره بهم ريختگي، يك ذره نامرتبي، يك ذره ظرف چرك وچيپس و پفك و ... در اين خانه ديده ميشود، نميشود!
تعداد چراغهاي روشنش هم حداكثر دو تاست!
البته اين حقيقت كه ساناز هم موجود نيست بي تاثير نيست ها!
حالا نشسته ام اينجا ميان پوچي... و آنقدر دلتنگم كه حتي شنيدن صدايت آن طرف خط دردم را دوا نميكند... تو را ميخواهم كه دستم را ببرم لابلاي موهايت و تو ولو بشوي روي زمين و جيك جيك كنيم!