تبليغاتX
روزگاری یک پروشات
یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387
استفعا از كلاه برداري!
بنده همين جا رسماً از كلاه برداري استفعا ميدهم! به آزار نوشتن رايتينگ نمي ارزد.!
تازه اون سياره كوفتي هم پيدا نشد كه نشد! من هم دست از پا درازتر برگشتم.
 
چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387
پروشات كلاه بردار ميبشود!
در خبر است كه يك عدد خواهري الان در حال سكته ميباشد! چرا؟
چون من 6 مليون از حسابش كشيده ام بيرون و در حساب خودم واريز نموده ام! نقط تمام!

من هم در حال فرار به سوي ماه يا مريخ يا هر سياره كوفتي ديگري ميباشم كه در آن دست خواهري به من و 6 مليونش نرسد!
سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387
من الان شديداً معتقد به فلسفه ي پولش بياد حرمسرا - خودش بره كاروونسرا شده ام!
یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387
اندر حکایت آن سه تن که در سفر بودندی

د رروایت است که به تاریخ خامس از ماه دوم سنه ۸۷، شيختنا ساناز ، مولاتنا خواهري و يك عدد نازدارالملوك پروشات كبير به راه افتادني به سير سفر سواحل خزري و جنگلهاي البرز...

در خبر است كه در راه سرعتشان از ۶۰ بيشتر نگرديدي  و شيطنت ننمودندي تا به كلاردشت اندر آمدني... و بس خوردني با ايشان بود آنچنانكه با تمام قوا خوردندي و باز باقي بود در هنگام برگشت.

و باز در خبر است كه به روز جمعه به نشتارود شدندي از براي زيارت دريا و به نمك آبرود رفتندي و گوشت چنجه به نيش كشيدني بي نان! كه نان فراموش نموده بود نازدارالمولوك.... و باز در خبر هست كه همه شب آتش برافروختندي و كباب بلمباندني!

از عجايب سفر مربايي بود بس خوشمزه كه شيختنا فرمودند كه آلو باشد و ما در عجب بوديم و پزنده بشارت داد كه مرباي ازگيل است... و نازدارالملوك خرسند گرديدي و پزنده به تحفه يك شيشه مربا بديشان دادندي! (ساناز خانوم مربا بي مربا ها! مامانم برش داشته به ما نميده! من ميرم پيداش ميكنم سهمت رو هاپولي ميكنم.)

به روز شنبه گروه سه بازگشت پيروزمندانه خويش را آغاز نموده و گام در راه نهادندي و به خير با مقادير متنابهي خوراكي به منزل رسيدندي و قس عليهذا!

چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387

رفتیم که رفتیم..... هوووووورررررررررراااااااااا!

یکشنبه یکم اردیبهشت 1387
چند روز تا...
مواد لازم: یک عدد من! یک عدد خواهری! یک عدد ساناز! یک عدد قامقامقام!

هدف: خوردن، خوابيدن... رقصيدن!

همراه با:

مقادیر متنابهی خوراکی! کباب چنجه! جوجه کباب! چیپوس!و دبرنا!!!!

بقيه اش سييييكككككررررررتتتتتتته!