![]() |
![]() |
|
| مجبورم! میفهمی؟ |
|
واقعاً با برتولت برشت حال میکنم: دنیای ما چنین است: اگر شاهکار نباشی، خواهی مرد! اگر خارقالعاده نباشی، کارت تمام است. و دشمنان در انتظار خستگی تو و همیشه، جنگنجویان خستهتر شکستخوردگانند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 3:1 بعد از ظهر توسط پروشات |
|
|
من به خوشبختی های کوتاه دل میبندم... سه دقیقه و ده ثانیه برای خوشبخت بودن کافی است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 11:21 قبل از ظهر توسط پروشات |
|
|
چشمهایم را میبندم...
دلم برای صدای تو تنگ است. گوشهایم را میگیرم... گرمای دستت را چه کنم... I guess I'm hopelss romantic |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 1:59 بعد از ظهر توسط پروشات |
|
|
"دوستت دارم"
گفتنش مانند نفرین است... انگار بیان همین دو کلمه کافی است تا دیو درد را تنوره کشان بیدار کند. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 2:23 بعد از ظهر توسط پروشات |
|
|
من شاتوت میخوام!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 3:2 بعد از ظهر توسط پروشات |
|
|
مهمترین کاری که میشه در فصل امتحانات انجام داد چیه؟
. . . از درس خوندن فرار کرد...! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 10:23 قبل از ظهر توسط پروشات |
|
|
شاید وقتی دیگر
برایت قصه روزی را بگویم که دیگر تو نبودی... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 10:48 قبل از ظهر توسط پروشات |
|
This Is MeThank you for commentingYour comment has been received and held for approval by the blog owner نمیدونم چرا همین یک تیکه امروز شدیداْ گرفتتم! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 11:36 قبل از ظهر توسط پروشات |
|
|
من به خرما حساسیت دارم...
ایضاْ به Date! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 3:37 بعد از ظهر توسط پروشات |
|
|
دوست داشتنی= قابل دوست داشتن
خوردنی= قابل خوردن دوست داشتنی + خوردنی = فالوده با آبلیموی فراوان فالوده با آبلیموی فراوون = ژروشات! (خود تحویلگیری جدید! ولی خدا وکیلی این رو من نگفتم ها یه دوستی گفته و من استفاده میکنم!) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 3:23 بعد از ظهر توسط پروشات |
|
|
به اطلاع کلیه دوستان میرساند که آبدارخونه راه افتاد... ما چایی صب رو هم میلیدیم! کیشمیش هم داشت... قلیون نداشت خواهشمند است سوال نداشته باشید.
عمو سهیل شاغلام هم قرباق قرباق بود... چشم بد دور. روزبه هم همون ارطاف میگشت ولی ما ندیدیمش! تیم ملی هم دفاعش ضعیفه... چه ربطی داره؟ از عمو سهیل شاغلام بپرسید! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 9:8 قبل از ظهر توسط پروشات |
|
|
دنیایی در من هست... دنیایی از افسانهها دنیایی از ژرفنای تاریکی تا بلندای قلمرو آرش دنیایی در من هست... دنیای آتش و باد دنیای بی زمان... دنیایی در من هست... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 8:23 بعد از ظهر توسط پروشات |
|
|
و چنین روایت کنند که...
*فیلم پاره شد* آخه من آخر از دست این بلاگفا خودم رو میکشم ها با این آپلود عکسهاش و پ و ژ! آقای علیرضا خان شیرازی تو رو خدا یک معجزه ای بنمایید امکان آپلود عکس از روی هارد باشه... آخه تنبلی مثل من کی حوصلخ میکنه بره تو فلیکر یا پیکسا عکس بزاره بعد بیاد اینجا بلینکه؟ نه این انصافه؟! *مجدداْ فیلم* جونم براتون بگه که... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 11:24 قبل از ظهر توسط پروشات |
|
|
هیچ دلیلی بالاتر از دوست داشتن نیست
و هیچ حماقتی بالاتر از عشق |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 3:57 بعد از ظهر توسط پروشات |
|
|
دیدین بعضی روزها آدم دچار خودآزاری میشه؟ هی شماره طرف رو میگیره که هی خانومه بگه: |
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم تیر 1386ساعت 2:45 بعد از ظهر توسط پروشات |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من این قالبم رو دوست ندارم که!
|
| پیوندهای روزانه |
|
صحرای رز آبدارخونه سایت کتابخونها سان خان داداشم... امیدم... حاج علی سان روزنویسهای یک فیزیک دان جزیره تنهایی ساناز خانوم گل آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|